
منتقد باید قدرت آنالیز داشته باشد
"مرد جنوبی" اولین آلبوم رسمی گروه مامبولیوا حرفهایی را پیرامونش داشت که محمد محترمپناه و حسین گردین در این گفتگوی کوتاه به بخشهایی از آن اشاره میکنند. محترمپناه گفتگو را با پاسخ به یادداشتی که در شمــاره قبل کیـدی درباره متن ترانـهی آبنبات (قد یارُم بُلندِن) به چاپ رسیده بود آغاز میکند:

محترمپناه
: نمیتوانیم بگوییم حتما باید همان متن قدیمی را بخوانیم. در موسیقی امروز اصلا چنین چیزی وجود ندارد میتوان ابیاتی به آن اضافه یا کم کنی.گردین
: البته اجرای ما بر اساس اجرای عقیل خواجهنژاد است.محترمپناه
: "عروس با تور بهاره"ی حبیبزاده را ناصر طوری دیگر میخواند، نمیشود گفت ناصر اشتباه کرده است. گاهی اندیشه شما با آن تفکری که در ترانه وجود دارند متفاوت است.اما در این کار یک اشتباه نسل به نسل منتقل شده مثلا
"دو روز اَرم" به "هر روز اَرم" تبدیل شده و نمیشود گفت که اندیشهی متفاوت باعث شده متن عوض شود.محترمپناه
: بله این بحث امانتداری اثر است. آرشیو اصلی را خود صاحب اثر باید حفظ کند و برای ثبت آن اقدام کند و این گناه کسی نیست.نگاه اهالی موسیقی به آلبوم مرد جنوبی چگونه بود؟
محترمپناه: من زیاد از کسی نظرخواهی نکردهام، باید صبر کنیم و ببینیم در جلسه نقد و بررسی چه چیزهایی مطرح میشود. از چند نفر که برخورد کردهام عده زیادی نظر مثبت داشتند، و عدهای هم انتقادهایی داشتند که بعضا وارد بود و بعضاً نا وارد. مثلا یکی میگفت کار خوب بوده ولی چرا مثل "..." نخواندهاید! بحث همان فرهنگسازی است مثل این است که از "کلاپتن" بپرسی چرا مثل "بیبی کینگ" نمیخوانی؟
قطعاتی که در آلبوم مرد جنوبی هست چه زمانی شکل گرفته؟
گردین: از سال 82 ضبط کارها شروع شد ولی پیش از آن کارها بسته شده بود تازهترین کار شاید تنظیم و آهنگسازی قطعهی "مرد جنوبی" بود.
در جایی از کار شما اینگونه دفاع شده بود که این آثار
4سال پیش بسته شده و مال همان زمان است. آیا نگاه خود شما هم اینگونه است و آیا با شرایط زمان حال نمیتوان روی آن بحث کرد؟گردین: فکر نمیکنم. میشود راجع به آن صحبت کرد ولی اگر کار همان زمان منتشر شده بود تاثیر بیشتری میگذاشت و ما کارهای بیشتری میتوانستیم انجام بدهیم شاید تا حالا چند آلبوم دیگر هم میتوانستیم ارائه بدهیم ولی به خاطر مجوز...
محترمپناه
: حالا یک چیز دیگر هم هست. درست است که این کار سه چهار سال پیش بسته شده ولی آیا کسی هست که کاری تازهتر از اینها انجام داده باشد؟ بعضی از انتقادها انصاف درشان نیست!شاید به خاطر این است که فضای نقد تاکنون در موسیقی استان وجود نداشته و افراد متخصص هم در این امر نداریم
.محترمپناه
: بله، کسی که نقد میکند باید قدرت آنالیز داشته باشد، اینجا کار ما را آنالیز نمیکنند. خیلی سطحی همان چیزی را که میشنوند به زبان میآورند. اگر نقد، نقد حرفهای باشد، فنی باشد، خیلی بهتر میتوان پاسخگو بود. من فکر میکنم در این جلسه نقد و بررسی آلبوم که قرار است به زودی برگزار گردد، اگر حرفهای و فنی برخورد شود به ما کمک میکند. اما اگر سطحی باشد به هنرمند ضربه میزند. خیلیها اهل فن نیستند و یک چیزی میگویند که نمیشود جوابگو باشیم. اگر غلو نباشد میتوانم بگویم از نظر فنی میتوانیم جوابگوی هر نقدی باشیم.خب دلایلی که باعث شد این کار این قدر زمان ببرد چیست؟
گردین: مشکل از مرکز بود. یک بار گفتند که: "باید این قسمتش عوض شود." دفعه بعدی گفتند: "صدای خانمها بالاست." البته همهی اینها پاسخهایش سه ماه و شش ماه طول میکشید. یک مورد 9 ماهه هم بود که مسئول موسیقی رفته بود حج که هر دفعه ما تماس میگرفتیم میگفتند: "مسئولش رفته حج." به هر حال ایشان 9 ماه در حج بودند. بعد تغییر مسئولین و مدیران هم یکی از دلایل بود که باعث شد همان مسیرها دوباره تکرار شود.
کار شما در اجراهای زنده حس و حال دیگری برای مردم داشت و فکر میکنم استقبال بهتر بود
.گردین
: من با حس موافقم ولی موزیک نه! ما برای اجرا میخواستیم حضور داشته باشیم، با آقای" قدسینژاد" و "الهیاری" آهنگهایی که قبلا کار کرده بودیم را در دو سه جلسه تمرین کردیم. شاید اجرای ما نسبت به باقی اجراها بهتر بود و تاثیر گذاشته بود. البته قدرت خوانندهها هم خیلی موثر بود.محترمپناه
: من فکر میکنم علت تفاوت آقای "الهیاری" و کلا آن نسل نسبت به نسل جدید این است که آنها در دورهای رشد کردهاند که تمام کارهایشان زیر نظر بوده، نظم داشتهاند، مورد نقد قرار میگرفتند. اما پس از آن چند سال موسیقی راکد بود و بچههای امروز خیلی چیزها بهشان گفته نشده و چیزی هم ندیدهاند.نوازندههای جوان استان را چگونه میبینید؟
محترمپناه: بچهها رو به رشد هستند ولی باید مهار شوند، رام شوند، جمع و جور شوند. از هم دورند، از هم کمک نمیگیرند. اگر منسجمتر کار کنند... این یک طرف قضیه و دیگر اینکه من فکر میکنم بچهها دنبال یک کار شسته رفته نیستند. مثلا شخصی که گیتار میزند، به خودش زحمت نمیدهد چهار تار کار کاور کند، مطالعه کند. دیدش را وسیع کند، دانش خود را بالا ببرد حوصله این کارها را ندارد میخواهد خیلی سریع به آنچه مدنظرش است برسد. یک شبه! در صورتی که نمیشود. اگر با نظم کار کند جای پیشرفت دارد.
اگر به تعداد کسانی که کار میکنند نگاه کنیم، میبینیم که از دو سه دهه قبل خیلی بیشتر شدهاند ولی آثاری که در خور، چنانکه دو سه دهه قبل تولید میشد امروز تولید نمیشود
!محترمپناه
: آن زمان یک سری کارها را کاور میکردند. الان حوصلهاش را ندارند. از هنرمندان جهانی تقلید کورکورانه میکنند، بدون اینکه یک کار کلاسیک از هنرمند محبوبشان کاور کرده باشند. کارها را آنالیز نکردهاند.اما کسانی هستند بدون اینکه کار زیادی انجام دهند با یکی دو اثر در سطح جامعه مطرح میشوند
.گردین
: مردم کارهای ساده را بیشتر میپسندند، ترانه هم خیلی تاثیر دارد.محترمپناه
: شما هارمونی پیچیدهای به کار نمیدهی، دو یا سه آکورد در فاصله اول، چهارم، پنجم که خیلی ساده است و یک ملودی ساده که در ذهن حک شود، این بین عوام موفق است، اما از نظر فنی اگر بخواهیم در نظر بگیریم شاید ایرادات فنی زیادی داشته باشد. اما چون عوام میپسندند حرفی زده نمیشود. مثلا در همین آلبوم ما اگر آنالیز کنیم، در قطعهی "مرد جنوبی" بسیاری از استانداردهای جهانی رعایت شده است. اما در "آبنبات" دو آکورد بیشتر نیست اما آلبوم را به همین نام "آبنبات"میشناسند.اما کارهایی هست که عوام را جذب میکند و فنی هم هست
.محترمپناه
: بله ، چنین کارهایی هم داریم. مثل همین "یمبوسئنه" که آن را آمدهایم مدرنتر کردهایم. بستگی به آهنگساز دارد که آیا میتواند کاری بسازد که هم فنی باشد و هم عامه پسند کنند. در "مرد جنوبی" ایمیتاسیون مدرنی است که تاکنون کار نشده ما این کار را انجام دادهایم، ولی از دید عوام این چیزها پنهان مانده است.آثار شما برای شنوندهی جدی موسیقی بسته میشود یا همه مردم؟
محترمپناه: ما هم حرفهایها و هم عوام را مخاطب قرار میدهیم. آثار را طوری ساختهایم که دو طرف را داشته باشیم.
گردین
: البته این را هم اضافه کنم که ما از قبل تصمیم نمیگیریم این را بسازیم برای فلان طیف، ما کار خودمان را میکنیم و آنطور که فکر میکنیم بهتر و زیباتر است کار را میبندیم. فکر میکنم این طور بهتر میشود. البته بعضی کارها جا داشت که پیچیدهتر شوند ولی ما باز این کار را نکردیم. اگر پیچیدهتر میشد شاید تاثیری اینگونه نداشت. اگر لحن "یار چغلو" را عوض میکردیم، دیگر این تاثیر را نداشت!چرا در اجرای ریتم از درامز اکوستیک استفاده نکردید؟
گردین: آن موقع ما استودیویی در بندر نداشتیم که بتواند از درامز آکوستیک صدایی با کیفیت خوب بگیرد. با مامبولیوا استودیوی "کارما" راه افتاد. من بعید میدانم در بندر همین امروز هم بتوان چنین کاری انجام داد. ما یکی از معدود گروههایی هستیم که تمام سازهای ما زنده استفاده شده است. به جز درامز که به علت مسائل فنی استودیو بود.
خب توقعی که از مامبو هست متفاوت است و ریتم رکن اصلی موسیقی ماست
.گردین
: بله ولی ما پرکاشن زنده استفاده کردهایم، این مشکل ما تنها نیست ولی برای ما ارزشمند است که این حساسیتها نسبت به گروه وجود دارد.مامبو لیوا چقدر از قابلیتها و ویژگیهای موسیقی هرمزگان استفاده کرده و خواهد کرد؟ در آینده نگاهی هست؟
محترمپناه: بله، حتما، ریتم رکن اساسی موسیقی ماست، شاید ملودی ما کمتر مطرح بوده ولی با ریتم بندری بهتر میشود کار کرد، در کارهای ما ریتم بندرعباسی وجود دارد در کار "گپ دل" ، "یار چغلو" ، "یمبوسئنه"، "ایی چه دردین" بخش آخرش، ولی با ملودیها هنوز کاری نداشتهایم، در کارهای جدید ریتمهای جدیدتر استفاده میکنیم.
گردین
: در آینده بیشتر ریتمهای هرمزگانی را مدرن اجرا میکنیم البته با عبور از فیلتر مامبو لیوا. مثل ریتم "لوتی" که ما در آن از سه تکه تومبا و درامز استفاده میکنیم.محترمپناه
: یک انتقاد هم شد از ملودیهای ما که یکی آمد و گفت: "شما خیلی بلوز زدهاید." در صورتی که ما اصلا بلوز نزدهایم گفتم شما بلوز را لابد نمیشناسید. کجای کار ما بلوز است؟ رگههایی از بلوز هست، یک تکنیکهایی از آن هست ولی اینکه فرم کار بلوز باشد نه! ملودیها هم آنقدرها بلوز نیستند.گردین
: در کار "ایی چه دردین" ما از لهجه جفتی استفاده کردهایم.محترمپناه
: یک تنالیته شرقی است.در سازبندی مامبولیوا هیچ تغییری دیده نمیشود
. حتی اگر سازبندی مامبولیوا را با گروههای پاپ دیگر نقاط ایران مقایسه کنیم. تقریبا یکی است حتی با گروههای پاپ همینجا.محترمپناه
: بله ، ولی موسیقی متفاوت است.بله حرفی نیست ولی بحث من نوع سازبندی است
.محترمپناه
: در نوازندهها محدودیت داریم. ما یک نوازنده حرفهای "تیمبالز" نداریم. برای سازهای دیگر مثلا ویولن چیزی نداریم که بخواهیم آنرا اضافه کنیم.از نظر فنی شما به تنظیمها نگاه میکنی، به ملودیها، وقتی یک فراز را میدهی به یک ساز شما انتخاب کاراکتر میکنید
. کار ما طوری است که به عنوان مثال ملودی نداریم که به کاراکتر ویولن بخورد نوع موسیقی ما اینگونه است. نمیشود گفت این ملودی را همین طوری ویولن بزند. یک جاهایی هست که هارد نواخته میشود. آنها را میتوانیم بدهیم برای سازهای بادی.گردین
: سازهای بومیما به علت علمینبودن نوازندهها، کوک هر لحظه به هم میخورد کوک آن خیلی سخت است.محترمپناه
: خط آن با هارمونی یکی نیست. یکی از کارهایی که میتوانیم اجرا کنیم، پیاده کردن ملودیهای محلی روی سازهای مدرن است.برنامه آینده؟
آلبوم دوم و اجرای زنده که برای آن به دنبال اسپانسر هستیم.