تبليغاتX
کیدی - مرد جنوبی؛ پاسخی به نیاز‌‌های جامعه یا اجرایی در همرنگی جماعت/ علی امینی
کیدی

 

نگاهی به آلبوم مرد جنوبی؛ اثر گروه مامبولیوا

 

 یکی از پدیده‌‌‌‌های مهم و تأثیرگذار در حوزه‌‌‌های مختلف حیات موسیقیایی هر منطقه‌ای جنبش‌های احیای موسیقی هستند که می‌توانند چگونگی شکل‌گیری فرم‌ها، ریتم‌ها، ملودی‌ها و ترانه‌ها را با توجه به شرایط مادی و معنوی آن منطقه مورد ارزیابی قرار دهند و از آن‌جایی که ‌این پدیدها بیشتر در آمریکا، اروپا و برخی نقاط آسیا متداول بوده و در ‌ایران بنا به دلایلی به ‌اینگونه پدیده‌ها که به تاثیر موسیقی در زندگی و چگونگی تغییر و تحویل آن پرداخته‌اند نگاهی درخور نبوده و نیست. به همین جهت آن‌چنان که باید مورد توجه و حمایت قرار نگرفته و جزء مسائل کاملا حاشیه‌ای تلقی می‌شود، اما با ‌این تفاصیل سرآغاز ‌این جنبش‌ها در فرهنگ موسیقایی ‌ایران به سال‌‌های پایانی دهه 40 باز می‌گردد و دهه 50 را می‌توان دوران شکوفایی و اوج ‌این حرکت در حوزه‌ی سنت موسیقی کلاسیک ‌ایران دانست، چنان‌که در کنار آن مطالعات و تحقیقات، زیباترین و ماندگارترین برنامه‌های اجرایی در همان دوران اجرا و ثبت شده‌اند.

در جنوب نیز تحت تاثیر آن فعالیت‌ها، در همان سال‌ها بود که گروه‌های مختلف موسیقی شکل گرفت و کار‌‌های زیبا و با ارزشی اجرا شد که زمینه‌ساز حرکتی ریشه‌دار در موسیقی ‌این منطقه شد. از منظری شکل‌گیری و رشد ‌این گروه‌ها را می‌توان در تاثیر‌گذاری با جنبش‌های احیای موسیقی هم سنگ دانست، چرا که شکل‌گیری یک گروه موسیقی که هدف‌مند و با برنامه‌ریزی کار می‌کند و در کنار کار اجرایی‌اش تلاش می‌کند با مطالعه بیشتر آگاهی خود را نسبت به زبان موسیقی گسترش دهد، پاسخی است به نیاز جامعه و ‌این چیزی نیست جز همان چشم‌انداز و دورنمایی که جنبش احیای موسیقی موجد آن هستند.

با ‌این پیش‌نوشتار جامعه شناختی به فعالیت گروه "مامبولیوا" می‌پردازیم.

مامبولیوا در سال 79-78 فعالیت خود را در بندرعباس آغاز و به ثبت رساند. در سالی که خیلی از گروه‌های دیگر بعد از سال‌ها خاموشی و در محاق بودن موسیقی فعالیت جدیدی را آغاز کردند.

تفاوت چمشگیری که گروه "مامبو لیوا" را از دیگر گروه‌ها متمایز می‌کند در ‌این است که تمامی‌ اعضای گروه با ساز خودشان رابطه‌ای علمی‌ دارند، زیرا هر کدام از نوازندهها در فضا‌‌های آموزشی موسیقی مشغول تدریس می‌باشند و ‌این اساسا نوعی رویکرد جدید به موسیقی پاپ است، چرا که تنها در گروه‌های موسیقی کلاسیک شرط عضویت نوتسیت‌ بودن نوازنده است. چنان‌که درگروه‌های پاپ مطرح کشور نیز گروه‌‌هایی که تمام اعضای آن نوتیست باشد به ندرت یافت می‌شود. پس طبیعی است که با ‌این ویژگی مخاطب آگاه به موسیقی حساس و پر انتظار شود.

اجرا‌‌های مختلف مامبولیوا نشانگر ‌این بوده که گروه هم به بازسازی و تنظیم ملودی‌های قدیم بندر و هم به اجرای تازه‌ای از ملودی و ترانه‌های دهه 80-70 میلادی و حتی قدیمی‌تر علاقه‌مند است و ‌این نیز از دیگر توانایی‌های ‌این گروه است، اما به اعتقاد نگارنده مامبولبوا در آلبوم ارائه شده خود را از پایین‌تر از اجرا‌‌هایش قرار داده که برای روشن شدن مطلب به نکاتی اشاره می‌کنم.

از نخستین اجرای ترانه‌ی "یارچغلو" بیش از سه دهه می‌گذرد ـ ‌اما گویی برای گروه مامبولیوا هم‌چنان تازه و بی‌نقص است‌ ـ علیرغم ‌اینکه در توضیحات پشت جلد تنظیم آهنگ را به حسین گردین و محمد محترمپناه نسبت می‌دهند، در ‌این ترانه گروه کوچکترین تنظیـمی ‌انجام نداده چرا که قالب شنیداری آهنگ همان است که در آن سال‌ها اجرا شده بود با تفاوت اندکی در اضافه ‌شدن خط باس و تحریر متفاوت ملودی‌هایی که گیتار الکتریک اجرا می‌کند.

یکی از کار‌‌هایی که به نظر می‌رسد گروه "مامبو لیوا" بدون کمترین دقت به تنظیم آن پرداخته، ترانه‌ی "مه و تو" است.

این ترانه که در زمره‌ی زیباترین عاشقانه‌های منصفی است، تنظیمی ‌در‌ خور فضای آن شعر و حسرتی که در آن موج می‌زند می‌خواست، ضمن ‌اینکه نام ‌این ترانه "گل بوته" است و در هیچ کدام از مجموعه‌های جمع‌آوری شده به نام "مه و تو" ثبت نشده است.

در حالی که "مه وتو" ترانه‌ای است با ‌این مطلع:

مگه وا توچه بداُ مکه که تو وا مه ستم اِتکه

گذشته از نام ترانه معلوم نیست چه عاملی باعث شده تا گروه به تنظیمی‌ کاملاً افکتیو و کارتونی دست بزند. با توجه به ‌اینکه حجم زیاد صدا‌‌های غیرموسیقیایی کمکی به برقراری ارتباط با ترانه نمی‌کند بلکه باعث می‌شود شنونده از مسیر احساس‌اش خارج شود.

و اساساً رو آوردن به چنین اجرایی یعنی همرنگ جماعت شدن، و در مسیر خلاف اجرا‌‌های گذشته حرکت کردن.

خلاف اجرا‌‌های گذشته از ‌این رو که اگر مامبولیوا به همرنگی جماعت تن نمی‌داد در همین مجموعه می‌توانست کار‌‌هایی قابل قبول‌تر عرضه کند، به جز "گپ دل" که در مجموع از شرایط مطلوب‌تری برخوردار است هم به لحاظ خواندن ترانه و هم تنظیم آن، (اگر چه در همین کار نیز تکرار زمزمه‌های همراهی کننده، به قول اهالی سینما بیشتر گیشه‌پسند است تا فنی و هنری.)

روی هم رفته در ‌این مجموعه که آهنگسازی‌ها و تنظیم آنها بیشتر ملودیک هستند تا ‌هارمونیک (غیر از مرد جنوبی که موسیقی غیر ملودیکی دارد و در بستر ریتم و ‌هارمونی حرکت می‌کند) اگر به دام افکت‌گذاری نابجا و ابزار‌‌هایی مانند اتوتیون نمی‌افتادند، می‌توانستد پاسخ درخوری به سکوت موجود بدهند.

اما پیداست گروه آنقدر شتاب‌زده کار‌‌هایش را به اتمام رسانده (علیرغم مدت طولانی که در انتظار مجوز آن بوده‌اند) که ویژگی‌های بعضی از کارها را از بین برده‌اند، کار‌‌های "دست تنها" و "گپ دل" از‌این گروهند که اگر در گرو شتابزدگی نبودند به واسطه ملودی سازی‌‌های خوب می‌توانست انتظار اهل موسیقی را پاسخ خوبی دهد.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |