
همایش موسیقی نواحی به کوشش کانون موسیقی دانشگاه هرمزگان
23 اردیبهشت در سالن فرهنگ این دانشگاه برگزار شد. در این همایش "دکتر محسن حجاریان" و "استاد بهرام جمالی" به سخنرانی پرداختند و "استاد علی رادمهر" به همراه گروهش از بندرخمیر به اجرای گوشههایی از موسیقی هرمزگان پرداختند. او و گروهش در همین فرصت اندک توانستند حضار و میهمانان را با ریتمهای متنوعی که در نقاط مختلف استان اجرا میشود، آشنا کنند. در ادامه میتوانید گزیدهای از سخنان دکتر حجاریان و آقای جمالی را بخوانید.
دکتر محسن حجاریان
موسیقی پدیدهای است که جامعه آن را میسازد، فرد آن را اجرا میکند و تاریخ آن را کشف میکند
. ما نمیتوانیم در لحظه اسرار نهانی که موسیقی در پرده دارد درک کنیم. این اسرار سرنوشت زندگی دسته جمعی همه ماست. این اسرار تاکنون برای بشر قابل ترجمه نبوده است. زبانیست خاص که بشر آن را وسع داده و به شکلهایی که میبینید در آورده است.به تعداد هر قوم یک موسیقی وجود دارد
. در برش جغرافیایی فرهنگی جهان هر قوم یک موسیقی خاص دارد. ما ایرانیها به طور اخص با دو نوع موسیقی سر و کار داریم. یک موسیقی دستگاهی که یک موسیقی خاص و متعالی است. مجموعه فشردهای از اندیشههای متعالی ایرانیان که در قالبی خاص از موسیقی شکل گرفته که به آن دستگاه میگویند و در مقابل آن با موسیقی اقوام ایرانی مواجهه میشویم. اگر شما یک روز موسیقی هرمزگان و روزی دیگر موسیقی کردستان را گوش دهید متوجه میشوی این موسیقیها با هم یک تفاوتهایی دارند. زیرا برش جغرافیایی این موسیقیها متفاوت است. از نگاه موسیقی به این مساله "فرهنگ شناسی موسیقی" میگوییم. رشتهای که حدود 50 سال پیش در آمریکا تاسیس شده است. "اتنومیوزیکولوژی" یا موسیقی شناسی اقوام که یکی از مهمترین موضوعاتی است که فرهنگ شناسی اندیشه بشر را مورد مطالعه قرار میدهد.ما ایرانیها هم برای همین اینجاها جمع میشویم و صحبت میکنیم در مورد غنای فرهنگی نهفتهای که در ایران هست و با صور خاصی خودش را نشان میدهد
. کم و بیش ما هنوز در ابتدای راه هستیم که به اهمیت این موضوع عظیم پی ببریم. اصل فراق موسیقی دستگاهی و موسیقی اقوام را از دو زاویه میتوانیم مورد توجه قرار دهیم. بنیاد اختلافی که در فرهنگهاست و نمود خود را در پدیدهای به نام موسیقی نشان میدهد در کجاست؟اگر موسیقی دستگاهی را گوش بدهیم متوجه میشویم که یک تفکر خاصی ارائه میدهد
. پس از آن موسیقی هرمزگان را گوش بدهیم میبینیم که شعر، شعر حافظ نیست، زبان، آن زبان نیست. حتی نحوه نشستنها هم فرق میکند.در بحث فرهنگ شناسانه موسیقی به این نتیجه میرسیم که پایه فرهنگ بشر، تفکری است که زبان را سامان میدهد
. گویشی که ما استفاده میکنیم بنیادیترین و پیچیدهترین مسالهای است که بشر به آن دست یافته است.من دارم برای ارتباط با شما از
"کلمه" استفاده میکنم. شما این کلمات را میفهمید. اگر یک خارجی باشد نمیفهمد. بین ما یک رابطهای هست. که حاصلش شکستن این کدهاست. من برای شما کد میفرستم، شما کدها را میشکنید و میفهمید.اگر یک موسیقی هرمزگانی این جا نواخته شود، شما هرمزگانیها سریعتر از من که لر هستم این کدها را میشکنید و میفهمید
. به سرعت ارتباط برقرار میکنید. ریشه این کدها زبان و گویش هستند. وقتی یک نوازنده هرمزگانی میخواهد موسیقیاش را اجرا کند به زبان مادری خودش اجرا میکند و این کدها را به صورت زبان مادری به شما تحویل میدهد او میخواهد ملودی بزند و یا شعری بخواند این اندیشه در ذهن او به موسیقی تبدیل میشود و این موسیقی از طریق دست روی ساز کار میکند و ساز به زبانی صحبت میکند که زبان هرمزگانی است. البته هنوز بشر نمیداند چطور اندیشه بشر وارد دست میشود. هنوز نمیدانیم ولی میتوانیم تشخیص بدهیم.اما خود موسیقی چیست؟ حالا که من دارم با شما صحبت میکنم از پدیدهای استفاده میکنم به نام
"صوت"، اصوات دارای معانی هستند. این معانی را نیاکان ما به آنها دادهاند. کی؟ نمیدانیم!صوت انواع مختلفی دارد
. مهمترینشان اصوات هنجار و ناهنجار هستند. ناهنجار مثل ریختن آهن بر روی هم و...هنجارها به دو دسته تقسیم میشوند
. صوت و صوت موسیقیاختلافاین دو در چیست؟ بین صوت کلام و صوت موسیقی اختلافی هست
. صدای ابنای بشر را PHONE میگویند و صوتی که میتواند تبدیل به موسیقی شود را TONE میگویند. اما چه تفاوتی هست بیناین دو؟ در PHONE اندیشه میگوید چه بگو! چگونه بگو!اما
TONE از اندیشه میزند بیرون و وارد احساس میشود. بشر هنوز دارد مطالعه میکند که حد و مرز این دو در کجاست. این قدر موسیقی و کلام پیچیدهاند. من وقتی دارم با شما سخن میگویم از نیمکره خاصی از مغزم استفاده میکنم. اما به محضاینکه گفتم: آآآآی... فوری میرود روی نیمکره دیگر مغز. کسی که تصادف میکند و فلج میشود و زبانش از کار میافتد، قدرت موسیقیاش نگه داشته میشود و یا بلعکس.این موضوع اینقدر پیچیده است
!اما در موسیقی اقوام چه اتفاقاتی میافتد شما میگویید این موسیقی کردستان است من شنیدهام
! یا این موسیقی هرمزگان است و به سرعت کد شکنی میکنید و بر روی آن مهر میزنید. شما وقتی موسیقی قومی را اجرا میکنید کدهایی را به کار میبرید که آن کدها از ساختار زبانی و گویشی مردم آن قوم نشات گرفتهاند. در غیر این صورت موسیقی شما، موسیقی هرمزگان نیست. آن چیزی که موسیقی هرمزگان را موسیقی هرمزگان میکند همین تجربه است که زبان شناسان به آن میگویند: "موسیقی هرمزگان".در عرصه جهانی این پیچیدهتر هم میشود
. زبانی که من دارم صحبت میکنم مثل نردبان پله پله است یک! دو! سه! چهار! ولی در زبان چینی پله سوم را ندارد باید پا بگذاری روی پله چهارم. این روی موسیقیشان هم تاثیر گذاشته است. مثلا در موسیقی ما داریم دو، ره، می، فا، سل، اما سرخپوستان فا ندارند بعد از می باید سل بزنی چون زبانشان فاصلهدار است.در خراسان قدیم یک سری ساختار مدهایی به وجود آمده است که شکل خاص و منحصر به فرد خودش را دارد و به مرور زمان بعد از اسلام، از اسلام به مشابه یک چرخ استفاده میکند و این مدها را پراکنده میکند در سراسر حوزه شرق اسلامی
.منطقهی حوزه شرق اسلامی از یک سیستم مشترک موسیقی بهره میگیرد
. این پهناورترین حوزه جغرافیایی موسیقی است که در قلمرو تمام فرهنگهای بشری وجود دارد. در هیچ جای دیگری از دنیا شما حوزهای با این وسعت نمیبینید. از چین تا کشمیر و ایران و ترکیه و مصر و اندلس همه سه گاه میزنند.چطور این زبانهای مختلف در یک تفکر سیستم موسیقیایی عمل میکند؟
در بحث قبل گفتم که پایه موسیقی زبان شناسانه است
. این یکی از پیچیدگیهای حوزه مشرق زمین است. که تاکنون نه ما ایرانیها و نه غربیها به آن توجه نکردهاند. یک تئوری هست به نام "حلقه فرهنگ" استدلالاش این بود که در دنیا مرکزهایی هستند حاوی فرهنگهایی خاص که مثل موج حرکت میکنند و در حاشیه میمانند، مانند موجی که از انداختن سنگ در آب به وجود میآید. نام این تئوری، "تئوری مواج فرهنگی" گذارده شده است.پس از تحقیق متوجه شدند مرکز این تئوری در آسیا،
"خراسان" است.وقتی موسیقی کشمیر را مطالعه میکنیم عناصری را میبینیم که در بخارا و سمرقند وجود داشته است
. همین موسیقی بخشهای شمالی خراسان را با موسیقی اندلس مقایسه میکنیم، باز فصل اشتراک دارند ولی این فصل اشتراکها زیر رسوبات مدفون شدهاند. من وقتی مطالعه میکردم به نکاتی برخوردم که یک مورخ تونسی نگاشته بود در مورد این که 600 سال پیش قطعاتی داشتهاند به نام خسروانی در فضای شوشتری، با اشعاری از مهیار دیلمی.موسیقی ایرانی ما یکی از بنیادیترین پایههای موسیقی تمام ملل شرق اسلامی است
.بهرام جمالی؛ استاد دانشگاه تهران و گیلان
:مصرف موسیقی و کاربرد آن در جامعه
اگر بخواهیم از زاویه روانشناسانه بررسی کنیم، گونههای مختلف موسیقی را برای طیفهای مختلف تجویز میکنند
. به عنوان مثال اگر شما در حال و هوای روحی و روانی خاصی قرار دارید، باید بدانید چه موسیقی باید مصرف کنید. وقتی خشمگین هستید، وقتی مهربان هستید، وقتی نیاز به آرامش و تمرکز دارید.یکی از بحرانهای جامعه ما
"بحران مصرف موسیقی است" استفاده بیش از اندازه، استفاده ناآگاهانه و یا عدم استفاده از موسیقی از انواع آن هستند. در حوزه تاثیر و تاثیرگذاری موسیقی دو عنصر وجود دارد: موسیقی و شنونده.و دو نوع شیوه برخورد با موسیقی
:آگاهانه و ناآگاهانه
. زمانی تاثیر موسیقی مثبت خواهد بود که مصرف آن آگاهانه باشد. باید بدانیم چه میزان؟ چه نوع؟ چه جایی؟ موسیقی گوش کنیم.یکی از بحثهای کاربرد موسیقی همراهی بخشی از سالن با موسیقی که اجرا شد،
[اشاره دارد به موسیقی گروه بندرخمیر] است. این همراهی دلایلی روحی، فرهنگی و تاریخی دارد. البته ما در گذشته صحنه نداشتهایم و همه در اجرای موسیقی سهیم بودهاند. مانند یک آیین با موسیقی برخورد میشد و همه در آن نقش داشتند. هر کدام یک پازل از موسیقی را اجرا میکردند. مانند این دوستانی که ریتم را اجرا میکردند هر کدام یک چیز خاص میزدند ولی از مجموع اینها ما یک موسیقی میشنویم. کثرتی که یک جا جمع میشود و ما احساس یگانگی میکنیم.این موسیقی که شنیدیم چه نسبتی با فرهنگ جغرافیایی این منطقه دارد؟ اگر شما عرق و علاقهای بهاین موسیقی دارید شاید به خاطر برخورداری این موسیقی از تاریخ و فرهنگ شماست که نسل به نسل به شما رسیده است
. این یک گوهر بسیار ارزشمند و گرانبهاست که در بعضی جاها به آن توجه نمیشود. در جشنوارههای موسیقی نواحی ما میبینیم پدرانی که نوازنده برجسته سازهای موسیقی محلی هستند از گرایش فرزندانشان به موسیقی و سازهای الکترونیک گله میکنند. این روند اگر همین گونه پیش برود. در آینده ما هیچ اثری از یک نوازنده محلی برجسته و توانمند نمیبینیم. گرایش به سمت موسیقیهایی که نا آگاهانه مصرف میشود (و از سوی رسانهها هم ترویج میشود) باعث شده با نگاهی تحقیرآمیز به موسیقی محلی نگاه شود. در صورتی که از نظر متخصصین و اندیشمندان گنجینههای معانی و معرفتی در دست این بزرگان است. از شمال تا جنوب ایران بزرگانی داریم که اگر بخواهیم از جایگاهشان در حوزه معرفتی موسیقی بگوییم، واقعا حیرت برانگیز است، ولی ما: " آنچه خود داشته ز بیگانه تمنا میکرد" یکی از کاربردهای این گونه همایشها این است که بیشتر با گوهرهای ناب معرفتی در حوزه فرهنگ و هنرمان آشنا شویم. ...جریان ناآگاهانه مصرف موسیقی باعث شده مسئولین دچار نگرانی شوند و بگویند
: ببندید! تعطیل کنید! کلاس موسیقی نگذارید! دانشگاه نگذارید. چیزهای واجبتری هست! اما اگر از پوسته وارد مغز شویم مشخص میشود هر چه علمیتر جریان موسیقی را دنبال کنیم بهاین نتیجه میرسیم که موسیقی را باید توسعه بدهیم نه اینکه ببندیم و...نگرانی ما از سیاستهای متولیان در قبال موسیقی همچنان ادامه دارد
. دانشگاهها باید این شناخت را به متولیان بدهند که موسیقی میتواند جهت تعالی بخشیدن به اخلاق مورد استفاده قرار بگیرد. باید از نگاه سلیقهای پرهیز کنیم و برویم به سمت توسعه فضاهای موسیقی. عملا بحث تاثیرگذاری در فرهنگ شنیداری جامعه را از مسیر علمی خودش پیبگیریم. متولیانی که بحث آموزش و تولید را کنترل میکنند باید خودشان به علم موسیقی مسلط باشند. جامعه هم باید یک مرجع علمیداشته باشد تا توصیههای مصرفیاش را از آنجا بگیرد. ما در حال حاضر جایی نداریم که بگوید: این موسیقی درمان است، این موسیقی کار است این موسیقی آموزش است و...این یکی از نیازهای مهم ماست
. آمارها نشان میدهد بیش از 80 درصد مصرف موسیقی ما به صورت تصادفی است این باعث میشود موسیقیای که جایگاه حقیقی ندارد، روند رو به رشدی در انشار داشته باشد و بازار توسعه محصولات فرهنگی هم دچار مشکل شود.امیدوارم روزی دانشگاه هرمزگان صاحب گروه آموزشی موسیقی شود ما هم تمایل همکاری خود را از همین جا اعلام میکنیم
. امید که نام هرمزگان را در دفترچه کنکور ببینیم که پذیرش موسیقی دارد تا بچههای هرمزگان با این همه انرژی که دارند بیایند و وارد فضای آموزشی دانشگاه شوند. ان شاءا... این اتفاق فرخنده روی دهد.